![]() |
![]() |
|
| در اين مثنوي بزرگ طبيعت ما مصراعي نا تمايم بودنمان انتظار يك بيت شدن است. |
|
پِی در پِی با دستان دراز شده به درگاهت می آیم و تقاضای بیشتر و بیشتر دارم ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 19:14 توسط فرهاد |
|
|
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم دی 1387ساعت 11:38 توسط فرهاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 15:58 توسط فرهاد |
|
|
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند دستخطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند فکر کن درد تو ارزشمند است فكر كن گريه چه زيباست بخند صبح فردا به شبت نيست كه نيست تازه انگار كه فرداست بخند راستي آنچه که يادت داديم پر زدن نيست كه درجاست بخند آدمك نغمه ي آغاز نخوان به خدا آخر دنياست بخند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 2:25 توسط فرهاد |
|
|
بايد عاشق شد و خواند : |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:12 توسط فرهاد |
|
|
گرچه سكوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد با سنگینی نگاهت منو... کمی با من حرف بزن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 16:43 توسط فرهاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا
به من زیستنی عطا کن که در لحضه مرگ بر بی ثمری دنیا و لحضه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوارنباشم. |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 دی 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| پیوندها |
|
فرياد هاي خاموشي وبلاگ نوا آرام جان کوه یخ |
|
RSS
|